الملا فتح الله الكاشاني
284
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
باشد و در فقرا و مساكين نيز اختلافست نزد بعضى هر دو يك قسم است و ذكر آن به دو لفظ نه به جهت تغاير معنيست بلكه تاكيد احدهما است به ديگرى چون عطشان و بطشان و حسن و بسن و شيطان و ليطان و امثال آن و بعضى ديگر قايلاند بتغاير حنفى بر آنست كه فقير كسيست كه سؤال نكند به جهت آنكه كفاف معيشت در حال دارد و اگر چه از قوت سنه عاجز است و مسكين آنكه سؤال كند بواسطهء آنكه كفاف حال ندارد و نزد شافعى بر عكس اينست و مؤيد اولست قوله تعالى لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّه لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً و مؤيد قول پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله كه ليس المسكين الذى ترده الأكلة و الأكلتان و التمرة و التمرتان و لكن المسكين الذى لا يجد غنيا فيغنيه و لا يسئل الناس شيئا و لا يفطن فيه به فيتصدق عليه و گويند فقير محتاجست و مسكين صحيح و محتاج و اين قول قتاده است و تحقيق آنست كه هر دو شريكند در معنى عدمى كه آن عدم قدرت ايشان است بر مئونه سنهء خود و عيال واجب النفقه خود و در اينكه كدام أسوء حالا است از ديگرى به اين معنى كه اصلا مال و كسب نداشته باشد و ديگرى اجود حالا كه او را مال و كسبى باشد و لكن كافى نباشد در مئونه سنه خلافست بعضى بر آنند كه فقير أسوء حال است به جهت آنكه ابتدا بذكر او دالست بر اهتمام به حال او و نيز اشتقاق آن از فقار ظهر است فكان حاجت كسر فقار ظهر او كرده و به جهت آنكه پيغمبر ( ص ) از فقر استعاذه فرمود كه اللهم انى اعوذ بك من الفقر و اسالك المسكنة و نيز فرموده كه كاد الفقر ان يكون كفرا و اين قول شافعى است و نزد بعضى ديگر مسكين اسوء حالا است به جهت تاكيد امر به آن و ديگر آنكه اشتقاق آن از سكونست و كان عجز اسكان او كرده و نيز حقتعالى فرموده كه أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ و اين قول ابو حنيفه است و مرجح قول اولست قوله تعالى أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ و اما از اين جواب دادهاند كه سفينه ملك ايشان نبود بلكه ايشان اجيران بودند و مرجح ثانيست قول ابن سكيت كه فقير كسيست كه او را بلغه از عيش باشد و مسكين آنكه بر هيچ قادر نباشد و ابن مراعى در اين باب اين بيت گفته كه اما الفقير الذى كانت حلوبته وفق العيال و لم يترك له سبد و اقوى ثانيست لقول الصادق عليه السّلام فى رواية بصير الفقير الذى لا يسئل و المسكين اجهد منه و البائس اجهد منهما و قول آن حضرت نص است در اين باب و نيز قول ائمه لغت است چون ابن سكيت و ابن دريد و ابى عبيده و ابى بدر يونس حكايت كرده كه اعرابى را گفتند كه فقير انت گفت لا و اللَّه بل مسكين و فايدهء خلاف ظاهر نميشود در باب زكات به جهت اجراء اعطا بهر يك از ايشان بلكه ظهور فائده آن در افضليت عطا است و در كفارات و نذر و وقف و وصيت گاهى كه در صيغهء ذكر احدهما كرده باشند بلفظ آن و اگر محاويج گفته باشند شامل هر دو قسم خواهد بود * ( وَالْعامِلِينَ عَلَيْها ) * و ديگر صدقات مر